عبد الحي بن الضحاك بن محمود الجرديزي ( گرديزى )
170
تاريخ گرديزى ( زين الأخبار ) ( فارسى )
ورقه [ 1 ] از ولايت جزيره بگرفت ، و طاهر بمأمون نوشت . چون مأمون با فضل بن سهل تدبير كرد گفت : پيش ازين ببايست رفت و اگر نى اكنون برو ! مأمون گفت : طاهر كفايت كند . فضل گفت : عراق ضايع ماند . مأمون او را گفت : كسى فرست تا تيمار عراق بدارد . فضل گفت : يك راه كه چنين است : حسن بن سهل [ 2 ] برادر مرا بفرست . حسن مردى دبير بود ، او را بعراق فرستاد ، و فرمود : تا طاهر به رقه ( رود ) و با نصر بن شبث [ 3 ] حرب كند . و طاهر برفت ، و رقه بر نصر حصار كرد و حرب بكرد ، [ 4 ] و اندرين وقت مردى بكوفه بيرون آمد نام او محمد بن ابراهيم بن الحسين بن الحسن بن على بن ابو طالب رضى اللّه عنهم ، كه او را بلقب ابن طباطبا [ 5 ] بگفتندى ، و مردمان را دعوت كرد بالرضا [ 6 ] من آل محمد صلى اللّه عليه و سلم و ابو سرايا كه غلام هرثمه
--> [ ( 1 - ) ] رقه : شهرى بود مشهور بر كنار شرقى فرات ، كه تا حران سه منزل راه داشت ( مراصد 626 ) . [ ( 2 - ) ] هو حسن بن سهل بن عبد اللّه سرخسى و كنيتش ابو محمد وزير مأمون و پدر بوران زوجهء مأمون بود ، تولدش 166 ه . و وفاتش در سرخس 236 ه . است ، خاندان اين وزيران مجوسى بود ( الاعلام 2 ر 207 ) . [ ( 3 - ) ] هر دو : شبيب ؟ [ ( 4 - ) ] هر دو : نكرد ؟ [ ( 5 - ) ] در اصل نقاط ندارد . مورخان در سلسلهء نسب او مختلفاند ، طبرى ( 7 ر 117 ) محمد بن ابراهيم بن اسماعيل بن حسن بن حسن بن على بن ابى طالب نوشته ، در حالى كه مسعودى در ( مروج 3 ر 348 ) پدر اسماعيل را حسن مىنويسد . وى از امامان زيديه است كه در سنه 196 ه . در مكه بر آمد و در سنه 198 ه . در كوفه با او بيعت كردند و ابو سرايا به او پيوست ، ولى در 199 ه . بعمر 26 سالگى در كوفه بزهر كشته شد ( الاعلام 6 ر 182 ) . [ ( 6 - ) ] طبرى ( 7 ر 117 ) : يدعوا لى الرضى من آل محمد و العمل بالكتاب و السنه .